قهرمان ميرزا عين السلطنه

3478

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

رفتن چنگيز حيدر قلى خان مكتوبى از تقى داد نوشته بود چنگيز خيال فرار دارد من ديگر تصور نكردم هم الان فرار مىكند . مدتها پائين راه رفته از چنگيز و اسباب حمام خبرى نشد . موسى را فرستادم ببيند چطور شد . آمد گفت چنگيز رفته بالاروچ . من يقين كردم رفته است . پشت‌سر محمد على از يارفى آمد گفت غلام سفيددرى گفت چنگيز به عجله مىرفت . ممكن بود بفرستم او را عودت بدهند اما نفرستادم . برود طهران از تازه گل ديدارى بنمايد . پدرسوخته حالا مىرود به جان بچه‌ها مىافتد . ناچار فرستادم حسنى آمد خدمت كند . اسمعيل دلش قرص شده روزى دويست مرتبه كه پائين مىرفت امروز سه مرتبه هم نرفت و يك ناهار بسيار خوبى محض پذيرائى مقدم شريف حسنى به ما داد . اما مكتوب شيخ حسب المعمول عينا درج مىشود : « حال تحرير دو ساعت و نيم از شب گذشته با ميرآخور نشسته و اين عريضه را عرض مىنمايم . كاغذجات و اصل و به صاحبانش رسانيدم . از اخبارات گمان نفرمائيد كه شهر و آنجا تفاوت دارد . اينجا هم خبر صحيح كم است . اما خبر مهم آمدن سالار الدوله است به كردستان . يكى دو فوج از سربازهاى دولتى فرارا آمده به همدان در شهر سنندج هيئتى تشكيل داده براى رسيدگى به امورات مردم . اين از قرار روزنامجات بود . اما امروز شهرت كرده كه هفتصد سوار از جانب او وارد همدان شده ادارات را هم برهم زده ، حتى در مكتوب تجار هم نوشته بود . آدم قونسل صحبت كرد تلفن ورود سالار الدوله يا مقدمهء ورود او به همدان رسيده . داور خان هم شلوغ كرده تفصيل اردبيل و كرمانشاهان را در روزنامه بخوانيد . عزيز اللّه خان نقدا در سنگر خودش است . اردوى دولتى سيادهن حبيب اللّه خان و خانم‌خانما را خدايار خان اطمينان داده شهر آمدند و رفتند طهران . وزراء باز استعفا دارند . باز شدن دهن روزنامه‌ها سپهدار در قزوين خواست از دمكراتها دماغى بسوزاند امر به توقيف روزنامهء « رعد » كرد ، او هم پنهان شد بعد آشكار . نقدا روزنامجات دهن باز كرده هرچه بخواهند مىنويسند . من‌جمله از شرايط « سپردار » توقيف روزنامجات و ادارات و انفصال مجلس شورا بود تا يك سال . مشكل است قبول كنند . نقدا قربان چنان كارها به هم خورده كه چه